۲ ساعت نشستم راجع به امروز که دوستای دبیرستانمو دیدم نوشتم،راجع به خاطراطمون،اینکه چقدر دلم واسه اون روزا تنگ شده،اینکه هر کی الآن در چه حاله!بعد وقتی گزینه ی "ثبت و باز سازی"رو زدم رفت تو صفحه ی اول که رمز ورود می خواد بعدشم اثری از اونهمه نوشته نبود!!!
+
تحریر شده جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 3:26  به قلم پیمان
|
بلاگ حاضر تنها اندکی از تراوشات قابل ذکر یک دل خسته است که لاجرم بر دل می نشیند و هدف دیگری را متصور نیست.